تبليغاتX
سقای حرم

سقای حرم
...الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا...
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 11:6 ] [ سادات ]

فاطمیه آمد و آن همدم مونس کجاست 

شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست 

در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا 

تا نگویند این جماعت بانی مجلس کجاست؟!

الهم عجل لولیک الفرج...

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 10:0 ] [ سادات ]
-مشکل داشتن کجایش ایراد دارد؟تنها کسانی مشکل ندارند که در گورستان آرمیده اند.مشکلات نشانه های زندگی هستند.از این رو از مشکل داشتن خوشحال با شید.مشکل داشتن نشانه ی زنده بودن شماست.هرچه مشکلتان بیشتر باشد زنده تر هستید.

-درد انسان را به تامل و تغییر وا میدارد.درد سبب میشود که نگاهی متفاوت به همه چیز بیندازیم.همانند درد جسمانی اگر با درد عاطفی نیز برخوردی احمقانه داشته باشیم.ضررها همچنان ادامه خواهند یا فت.می توان با سماجت گفت:«خوب این مساله نباید به من آسیب برساند من نمیخواهم از آن ضربه بخورم»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جملاتی که نوشتم تا چه حدی با روحیات و عقایدتون و نحوه ی برخوردتون با مسایل سازگاری داره؟

بعضیا هستن که موقع مواجهه با مشکلات سعی میکنن ازون فرار کنن و خودشونو به کاری مشغول کنن تا مثلا فراموش بشن .این کار شاید با عث بشه مدت محدودی دردامونو فراموش کنیم اما واقعا کارساز نیست.چون هر کسی بالاخره یه خلوتی با خودش داره و اون موقع هست که همه ی دردا جلوی چشمش سبز میشن و شاید آرامش رو از اون فرد بگیرن.

بعضیا هم هستن که غرق در دریاهای خودشونن و مشکلات و گرفتاریها یه لحظه هم آسودشون نمیذارن.برا همینم اکثرا افسرده هستن.همیشه به نداشته ها فکر میکنن و چشمی برای دیدن داشته ها ندارن!!!

بعضیا هم که به نظر من این گروه بهترین برخورد رو با مشکلات دارن سعی میکنن با مشکلات مبارزه کنن نه مثل گروه اول بی خیال از همه چیز خودشونو به اون راه بزنن و نه مثل گروه دوم مدام با مشکلاتشون ور برن.

به نظر من این دسته هستن که با وجود مشکلات فراوان کمرشون خم نمیشه.اگه علت به وجود آمدن اون مشکل خودشون باشن از اون عبرت میگیرن و تلاش میکنن دیگه اون کارو تکرار نکنن تا مشکل آفرین نباشه و اگه یکی دیگه باعث به وجود اومدن اون مشکل باشه در مقابلش می ایستن و حداقلش اینه که سعی میکنن اونا هم مثل اون فرد نباشن تا باعث شکستن دل یکی بشن.نه اینکه مثل اکثر افراد عقده ای بشن و همون بلاها رو به سر دیگرون بیارن و اگه علتش نه دیگران باشن نه خود فرد مثل بیماری ها.با خودشون میگن نباید اجازه بدم این بیماری منو از پا در بیاره و با وجود دردهای فراوان همیشه لبخند میزنن.اما نه از نوع لبخند گروه اول!!!.

اونا میدونن"المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه" و به این آیه هم ایمان دارن:«ان مع العسر یسرا» و به برکت ایمان قوی که دارن خداوند هم مشکلاتشون رو حل میکنه چون وعده ی خداوند حتمیه. 

هر که در این بزم مقرب تر است               جام بلا بیشترش میدهند...

 

اینایی که نوشتم نظر خودم بود.هر کی هر جور برداشتی از مشکلاتش میکنه و هر جور رفتار میکنه بنویسه شاید شما راه بهتری سراغ داشتین.

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 14:0 ] [ سادات ]

 

بهاربيست                   www.bahar22.com 

امشب سخن از جان جهان باید گفت

توصیف رسول انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان(عج)باید گفت

میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع) مبارک    

 بهاربيست                   www.bahar22.com

 

[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 19:51 ] [ سادات ]

" من صداتون رو نمی شنوم" 

زن:یادت میاد قدیما می رفتیم پارک واسم بستنی می خریدی؟

مرد انگار نه انگار جلوی تلویزیون لم داده و داره فوتبال می بینه.

زن:یادش بخیربعد می رفتیم سینما.

مرد با هیجان:بخواب بینم بابا!!!

زن بهت زده :با منی؟یعنی واست تکراری شدم ؟برم بخوابم؟

مرد بالش کنارش را بر میدارد و بر زمین می کوبد:چه غلطی داری می کنی؟چلاق!

زن بغض می کند:هان!من که کاری نکردم گفتم از گذشته ها حرف بزنیم. راستی مامانم زنگ زد گفت فردا شب میان خونمون.

مرد چشم از تلویزیون بر نمی دارد :ببین باز چه کار کرد؟یه عمری ازش گذشته عین بوفالو راه میره. یکی نیست بگه پیری تو روچه به این حرفا برو آخر عمری بشین تو خونه ات.

زن از کوره در می رود:با مامان منی!مرتیکه!بوفالو خودتی و او مادر و خواهرت!!!

زن با عصبانیت بلند می شود به اتاقش می رود و در را پشتش محکم می بندد.

مرد انگار نه انگار لم می دهد روی مبل:خب این هم از نیمه اول خانومی ! دو استکان چایی میاری دور هم بخوریم!!!

........................................................................................................................................ 

پی نوشت:این متنو فقط به خاطر این نوشتم که اونایی که ما رو مسخره می کنن و میگن چقدر مطالب مذهبی یه بار ندیدیم تو وبلاگ این بچه مثبتا مطلب خنده دار باشه حتما روحیه شون شاد نیست و از این اظهار نظر های عجیب و غریب روان شناسهای دور و برمون !!!خودشون یه کم شاد بشن!!!

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 9:24 ] [ سادات ]

 

 

محرم ماه الفت با جنون است


  

چراغ کوچه هایش بوی خون است


محرم حرمت خون است و خنجر


تلاطم می کند حنجربه حنجر


غم ِ زهرا مرا سوز درون داد


دم ِ حیدر به من شور جنون داد


حسین آمد به زخم دل نمک ریخت


مرا با شور عاشورا در آمیخت


مرا سودای زینب در به در کرد


نصیبم جرعه ای خون جگر کرد


ز فرط تشنگی بی تاب گشتم


عطش دیدم ز خجلت آب گشتم


چه ها گویم ز مَشک تیرخورده


ز دست ساقی شمشیر خورده


به خاک افتاد مشک از دست
ساقی


دو عالم پر شد از بوی اقاقی


مشامم پر شد از داغ
شهیدان


که می گردم بیابان در بیابان...




 

[ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 10:54 ] [ سادات ]
نامت چه بود؟:آدم

*فرزند؟:من را نه مادري نه پدر،بنويس اول يتيم عالم خلقت

*محل تولد؟:بهشت پاك

*اينك محل سكونت؟:زمين خاك

*آن چيست بر گرده نهادي؟:امانت است

*قدت؟روزي چنان بلند كه همسايه
خــــــــــــــــــــــــــــــدا،

اينك به قدر سايه بختم به روي خاك

*اعضاي خانواده؟:حواي خوب و پاك،قابيل خشمناك،هابيل زير خاك

*روز تولد؟:در روز جمعه اي،به گمانم كه روز عشق

*رنگت؟:اينك فقط سياه،ز شرم چنان گناه

*چشمت؟:رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

*وزنت؟:نه آن چنان سبك كه پرم در هواي دوست،

نه آن چنان وزين كه نشينم بر اين زمين

*جنست؟:نيمي مرا زخاك ، نيم دگر
خــــــــــــــــــــــــــــــــدا

*شغلت؟:در كار كشت اميدم،به روي خاك

*شاكي تو؟:
خــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

*نام وكيل؟:آن هم فقط خــــــــــــــــــــــــــــــــــدا!!!

* جرمت؟:يك سيب از درخت وسوسه

*تنها همين؟:همين!!!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 21:6 ] [ سادات ]


 ــ الهی! ما را پیراستی چنانکه خواستی.

   الهی! نه خرسندم نه صبور، نه رنجورم نه مهجور.

   الهی ! تا با تو آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم

 ــ بر سه چیز اعتماد مکن، بر دل و بر وقت و بر عمر؛ که دل رنگ گیر است و وقت تغیر پذیرست و عمر همه تقصیر

 ــ توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز اولش سعادت و آخرش شهادت

 ــ مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش

 ــ دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید، امروز را غنمیمت دان که دیر نیاید، که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید

 ــ گر داری طرب کن، و گر نداری طلب کن، یار باش بار مباش،  باش خار مباش

[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 19:9 ] [ سادات ]
 دوستایی که به تازگی میان به وبلاگم و نظرای عجیب و غریب میدن یا مسخره میکنن

 و اسم وبلاگشونم نمی نویسن شاید هم اصلا وبلاگ ندارن و خودشونو معرفی نمیکنن ... 

انگار مزاحم وبلاگ هم پیدا شده!هرکی هستین میدونم آشنایین اما آشنای دشمن.

هدف؟

"الیس الله بکاف عبده"؟

 

 

 

[ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 21:28 ] [ سادات ]
   اینجا ایران است و فصل پاییز...

              امــــــ ـــــ ــــــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــ ــــا...

         نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه از برگ ریزان پاییز خبریست

     نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه از ابرهای پاییزی و 

  نـــــــــــــــــــــــــــــــــه از باران پاییزی

     می دانم زمستان هم برف چشمگیری نمیبارد

          شاید خـــــــــــــــــــــــدا هم

       ما را تحریم کرده تا کسانی بفهمند

               که کارهایشان اشتباه است...

                                   

 

منبع:آتیش پاره ی شیطون

[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 17:56 ] [ سادات ]
نگاه به نامحرم تیری زهرآلود از ناحیه ی شیطان است.هر کس به واسطه ... آن را ترک کند خداوند ایمانی به او می بخشد که شیرینی آن را در دل احساس می کند.

.......................................................................................

پی نوشت:از این حدیث خیلی خوشم میاد اما یادم رفته حدیث از کی بوده و اون سه نقطه رو هم یادم رفته.

[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 19:4 ] [ سادات ]
امام جعفر صادق(ع) از حضرت علی (ع) چنین روایت کرده است:

"ضع امر اخیک علی احسنه حتی یاتیک ما یغلبک منه و لا تظنن بکلمه خرجت من اخیک سوءا و انت تجد لها غی الخیر مهملا"

رفتار برادرت را بر بهترین وجه قرار بده تا جایی که اطمینان به بدی آن نداری و درباره سخنی که از دهان او درآمده گمان بد نکن تا آنجا که راهی برای نیکو بنداشتن آن وجود دارد.

کلینی:کافی-ج۲-ص۳۶۲-ح۳

 

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 13:39 ] [ سادات ]

   آموخته ام که، با پول میشود....

   خانه خرید ولی آشیانه نه،

   رختخواب خرید ولی خواب نه،

   ساعت خرید ولی زمان نه،

   می توان مقام خرید ولی احترام نه،

   می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

   دارو خرید ولی سلامتی نه،

   خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ،

   می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

   آموخته ام که... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من

   می گوید: تو مرا شاد کردی

   آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
     
   آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

   آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به  کمک کردن نیستم 

   دعا کنم  

   آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد،

   همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

   آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است

   برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.
 
   آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، 

   شگفت انگیزترین   چیز در بزرگسالی است 

 






ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 0:4 ] [ سادات ]

 

سلام به همه ی مهمونای خدا...

نماز روزه هاتون قبول...

یه ماه بندگی چطور بود؟

خوش گذشت... 

از همه چیزش که بگذری...

بسته بودن دست و بای شیطون یه حال دیگه ای داشت!!!

راستشو بگو...

کاری نکردی که دست و باش باز بشه؟؟؟

...

ایشالله که اینطور نبوده...

 تبریک میگم بهتون...

به خاطر بندگیتون...

حیف که عطر جنت دیگه تموم شد...

اما مهلت بندگی  تموم نشده... 

...

التماس دعا...

 عیدتون مبارک

 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

[ شنبه دوازدهم شهریور 1390 ] [ 22:36 ] [ سادات ]

 

 تفاوت دختر های با حجاب و دختر های بی حجاب

[ شنبه چهارم تیر 1390 ] [ 17:32 ] [ سادات ]
 گفتا...  

    نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان

                               گر هفت بحر آتش شود من در روم بهر لقا...

 

 

از این ندا خیلی خوشم میاد! احساس میکنم

 منصور حلاجم!!!

انشاالله!!!

 

 

    

[ جمعه بیست و یکم آبان 1389 ] [ 14:7 ] [ سادات ]
ای کسانی که به زبان اسلام آوردید ولی ایمان در دل شما خالص نشده! مسلمانان را نکوهش و عیوب پنهان ایشان را دنبال نکنید.همانا کسی که در جست و جوی عیوب مسلمانان باشد خداوند به دنبال عیوب او خواهد بود و هرکس خداوند در پی عیوبش باشد او را در خانه ی خودش رسوا می سازد.

 

کلینی-کافی-ج۲-ص۳۶۹-ح۱

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 20:27 ] [ سادات ]
پشت هر کوه بلند

                   بعد از آن چشمه بر آب و خنک

                                           در دل دشت وسیع گندم

                                                               سبزه زاریست بر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند... 

                              که خدا هست...

                                               خدا هست!

                                                                چرا غصه؟

                                                                               چرا؟؟؟

 

[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 20:21 ] [ سادات ]
پروردگارا ...

تو را قسم به آبی آسمانت

                                و سبزی زمینت

                                                  و رنگین کمان طبیعتت

دلمان را آبی

             روحمان را سبز

                            و عشق به خودت را رنگین کمان وجودمان کن.

                                

                                           آمین...

[ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 19:51 ] [ سادات ]

 

.دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه (علیهااالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.

مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهما‌السلام) سابقه ندارد.

دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان والامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.

دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (سلام‌الله علیهما‌السلام) است.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.

 دهه ی مبارک و میمون کرامت و تولد حضرت معصومه (س) و برادر گرامیشان ، اسوه ی بخشش را بر تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می نمایم.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com 

 

[ چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ] [ 12:20 ] [ سادات ]
سلام

یه مشکلی پیش اومده فقط دعا کنین...

[ پنجشنبه هشتم مهر 1389 ] [ 11:7 ] [ سادات ]

به نظر من تازگی ها کارشناسان سیاسی تعدادشون خیلی زیاد شده

دلیلش هم یه بشقاب ناقابله!

الحمدلله که قیمتش هم خیلی گرون نیست!

بگذریم...

افسوس... افسوس ازاون آدمایی که فکر و ذکرشون شده شبکه بی.بی.سی و دارن حرفای اونا رو تکرار می کنن ولی نمیدونن

دشمن ما چقدر احمقه!

چرا؟؟؟

آخه مثلا با یه سیگار گذاشتن لب رهبر و امام جمعه و مدیر مسئول کیهان و...

یا با انداختن چفیه بسیجی (که به نظر من تاج افتخاره )به دوش (با عرض معذرت) حیوانات 

و...

می خوان چی رو ثابت کنن؟

می خوان حماقت خودشون رو ثابت کنن.

از شیمیایی ها و جانبازان دفاع مقذس فیلم گرفتن و دارن ادعای حقوق بشرمی کنن 

میگن مردم دنیا ببینین دولت ایران اینارو به چه حالی انداخته مجبورشون کرده برن جنگ کی دلش میاد با پای خودش به طرف مرگ بره!!!

قرار نیست به دنبال تایید کارهامون توسط اینا باشیم بذار هرچی می خوان بگن

(یاد حرف حجه الاسلام پناهیان افتادم که می گفت:"امام یه ملاک عمده به ما نشون داد می گفت مواظب باشین دشمن ما رو تاییدنکنه.الان هر کس بالا بره پایین بیاد میگیم تو مورد تایید دشمنی... تموم شد..."

ای کاش بدونیم کی مورد تاییده و کی مهر نحس تاییدو نخورده؟

این آدما و دار و دسته هاشون نمیدونن اگه ما الان شب راحت می خوابیم به برکت نظام جمهوری اسلامی و فداکاری رزمنده هامونه .

...........................................

شهیدان جان بیفشاندند و رفتند
نماز سرخ را خواندند و رفتند
خوشا آنان که تا سر منزل عشق
سمند آرزو راندند و رفتند
***
عالم متبرک است از نام شهید
گشته ست کفن جامه احرام شهید
هنگام عروج ماند خاکسترشان
این گونه بود نشان پیغام شهید
***
تا شاهد عشق رو به جانان آورد
دل باخت و هدیه دوست را جان آورد
یعنی که شهید حق به خلوتگه راز
افسانه عشق را به پایان آورد

...................................................................................................................................... 

پی نوشت:متن بالای شعرو پس از دیدن یه برنامه از بی.بی.سی نوشتم که شام دعوت بودیم و چون ممکنه بازم شام دعوت بشیم این متنها ادامه داره...


 

[ دوشنبه پنجم مهر 1389 ] [ 10:56 ] [ سادات ]

گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن          بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران          با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام           آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو           منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی           باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن            لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام           ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟           آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام

یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

[ چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 ] [ 12:32 ] [ سادات ]

خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید:"فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک".خداوند این سخنان را به کسی می گوید که در یک دستش قرآنی داردکه همه را مبهوت خود کرده و در دست دیگرش معجزاتی دارد که یکی از آنها شق القمر است.اما مفهوم این آیه می گوید تو اگر همه اینها را داشتی و خشن بودی با اینها نرم برخورد نمی کردی اینها از اطراف تو پراکنده می شدند. 

عرب جاهلی که دختران را زنده به گور می کردند چرا به سمت پیامبر (ص) آمدند؟؟؟

قرآن می گوید به دلیل رفتار نرم خویانه او .

گاهی برخی از اعراب دخترشان که به سن بلوغ می رسید و تازه می خواست بفهمد زندگی چیست او را زینت می کردند آنوقت با دست خودشان این دختر را زنده به گور می کردند.پدر با گوش خود التماس و داد و فریادهای دختر را می شنید امابی اعتنا روی دختر خاک می ریخت .

چگونه پیامبر اینها را جذب کرد؟؟؟

قرآن می گوید:"فبما رحمه من الله لنت لهم  لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک"

پدر خشن روحانی خشن معلم خشن طبق این آیه ازقرآن نمی تواند یک ذره هم بر مخاطب خود تاثیر بگذارد .

[ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ] [ 11:40 ] [ سادات ]

ریزش پایه‌های دیکتاتوری لیبرال دموکراسی غرب که با ظهور انقلاب اسلامی آغاز شده است، روز به روز سرعت گرفته و شکننده‌تر می‌شود.

جنایات فرزندان یهودا در لبنان و فلسطین، هتاکی‌های کوچک و بزرگ یاوران صهیون! به آیین آسمانی اسلام در اقصی نقاط جهان، تیشه‌ایست که ریشه‌های امپراتوری هژمونیک آمریکا را پیش‌از این از بن زده است.

و امروز؛ بی‌شرمانه و آشکارا در برابر دیدگان جهانی، قرآن، کتاب آسمانی نزول یافته بر پیامبر رحمت و مغفرت را هتک حرمت کرده و می‌سوزانند، اقدامی که نتیجه آن چیزی نخواهد بود جز تمدنی سوخته از غرب، که همگی آن را خواهیم دید.

دشمنان اسلام و قرآن بداند که این اقدام نه تنها ذره‌ای از عظمت قرآن نخواهد کاست، بلکه دل‌های گمراه بیشتری را به سوی خود جذب خواهد نمود.

و ما گوش به فرمان ولی امر خود، برای هرگونه تصمیم مقتضی ایشان در این رابطه خواهیم ماند. انشا الله

...................................................................................................................................

« إلهی لا تَکِلنی إلی نَفسی طَرفَة عَینٍ أبداً »

ولی دریغ از یک دغدغه ی حقوق بشری در محکومیت این اهانت.
خیلی ها این روزا حقوق بشری شدن و دم از وا مسلما وا شهیدا وا آقاسلطان ها میزنن...
پس کجاست اون حقوق بشرتون؟
آی اونایی که مهندس خداجو نامیدتون کجایید؟
ما فتنه گر بودنشونتون رو در لوای جنبشی به جنبش جلبک سبز و تعفنی به گندیه بوی لاشه اصلاحات بی تمدن در لوای ممد تمدن و غرب زدگی و خودفروخته گیتون رو به رذالت بهاء الله ها دیدم...
بس کنید دیگه...
قرآن‌مان را سوزاندند، جاسوس‌شان را آزاد ‌كرديم!!!
شما هم ببینید و قضاوت کنید...

[ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ] [ 12:37 ] [ سادات ]
الهی الیک اشکو...

             قلبا قاسیا مع الوسواس متقلبا و بالرین والطبع متلبسا...

خدای من!به تو شکایت می کنم...

            از دل سختم که به دست وسوسه ها دگرگون گردد و زنگار و تیرگی بپوشد!

[ دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ] [ 11:0 ] [ سادات ]

 

خدایا نمیدونم چطور شروع کنم...

اما بالاخره باید شروع کنم و من با ...

با...حسرت ...شروع می کنم

حسرتی که نسبت به هم دستیت داری ...

اون وقت که ...

یا الله... یا الله... یا الله...   میگه

حسرتی که نسبت به سیل آدمایی که توی خیابون و با پشت پا زدن به...

پشت پا زدن به خواب ناز ...

دارن هم صدا بک یا الله میگن

حسرت نسبت به کسیکه وقتی به بحسین بن علی می رسیم ...

یه حالی میشه..

سرتو بر می گردونی..

هاج و واج...

ببین کی؟؟؟

حسرتی که نسبت به اون پسر بچه ای داری که داره شربت میده و خیلی...

خیلی عاشقانه..

داره به ماها !!!خدمت می کنه...

و...

اما بازم ناامید نمیشی و میگی خدایا...

خدایا به حرمت دل شکسته هایی که تعدادشون تو جمع خیلی هم کم نیست ...

نه به خاطر استغفر الله هایی که گفتی و ندونستی چی گفتی؟!!!

به منم رحمی کن و ...

...آدمم کن... 

و یه خواسته ای از همه اونایی داری که آخرین مهلتو از دست نمیدن :

شب عفو است و محتاج دعایم

زعمق دل دعایی کن برایم

بگو یا رب فلانی رو سیاهست

دو دستش خالی و غرق گناه است 

بگو یا رب تویی دریای جوشان 

در این شب رحمتت بر وی بجوشان

آمین

 

[ پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 ] [ 11:35 ] [ سادات ]

 

.

"بسم الله الرحمن الرحیم"

اللهم صل علی امیر المومنین علی ابن ابی طالب اخی نبیک و ولیه و صفیه و وزیره و مستودع علمه و موضع سره و باب حکمته والناطق بحجته والداعی الی شریعته و خلیفته فی امته و مفرج الکرب عن وجهه قاصم الکفره و مرغم الفجره الذی جعلته من نبیک بمنزله هارون من موسی.اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله والعن من نصب له من الاولین والاخرین و صل علیه افضل ما صلیت علی احد من اوصیائ انبیائک

یا رب العالمین  

................................................................................

بی نوشت:با این مقامی که حضرت علی داشت و بیامبر در حقش گفته تو نسبت به من به منزله هارون به  موسی هستی و یا اون روایت که در مورد علم حضرت علی و باب علم بودنش هست اما:

سوگند میخورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است!!!!!!!!!!

 

 

[ چهارشنبه دهم شهریور 1389 ] [ 11:20 ] [ سادات ]
دشمن برادر جانی و خونخوار بود و دشمن او سیاستمدار و مکار هم.

برادر خدنگ از رو به رو خورد و او خنجر از پشت و هزار خنجر از پشت.

برادر مجال یافت که جنگ را به بیرون خانه کشاند و او در خانه مجبور به ستیز شد.

حماسه عاشقانه برادر آنچنان آشکار و هویدا بود که پس از اندی و برای همیشه سرلوحه حماسه های عالم قرار گرفت.اما حماسه عارفانه و حلیمانه او آن چنان پر رمز راز و پیچیده بود که قرنها در ابهامی ناشی از انکار و جهالت محفوف ماند.

از چشمه جوشان و جاودانه علی دو رود جاری شد.

ابعاد مختلف و شکوهمند منشور شخصیت علی در دو بعد اساسی تبلور یافت.

یک بعد خیبر علی بود ."ضربه علی یوم الخندق" علی بود.ذات السلاسل علی بود.جمل صفین و نهروان علی بود.

و بعد دیگر حلم علی بود.۲۵سال سکوت علی بود.با ریسمان در گردن به مسجد رفتن علی بود تحمل سیلی بر گونه فاطمه علی بود.تاب شهادت غنچه نا رسیده علی بود. صبر علی بود.تاب خار در چشم علی بودو تحمل استخوان در گلوی علی بود.

حسین مصداق جاری بعد اول شخصیت علی است

و حسن تجلی شکوهمند بعد دیگر شخصیت علی.

میلاد با سعادت نماد بعد دوم شخصیت علی امام حسن مجتبی(ع)مبارک.

 

بهاربيست                   www.bahar22.com

 

[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 13:40 ] [ سادات ]
آقای من

مولای غریب من

ای مسافر بیابانهای تنهایی

مضطر فاطمه

اسیر آل محمد(ص)

پدر مهربان اهل عالم

میخواهم غربتت را حکایت کنم.غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده.غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته.غربتی که حتی برای برخی محبانت غریب و ناشناخته است.غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.

من از تصویر این غربت و غم ناتوانم.

از کجا آغاز کنم؟از خود بگویم یا از دیگران؟از دوستان شکوه کنم یا از دشمنان؟از آنها که دستان پدرانه و مهربانه ات را خون ریز معرفی می کنند؟از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟از آنها که غیبتت را به منزله نبودنت تلقی می کنند؟

از خود آغاز کنم که هر کس از خود شروع کند امر فرج اصلاح خواهد شد.می خواهم به سوی تو برگردم.میدانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری.من از تو گریزان بودم ام تو هم چون پدری مهربان دورادور مرا زیر نظر داشتی...العفو...العفو...!

این شکایت را به کجا ببریم که نه تنها بی خبران دور از آبادی حتی برخی مومنان و مقدسان نیز شنیدن از غربت حضرت بقیه الله را تاب ندارند.

خدایا عجب حجاب ضخیمی؟؟چه غربت عجیبی!!!!؟؟؟

آری شاید گفتن از غربت امام عصر (عج)کمی عجیب و غری به نظر برسد.چرا که ما معمولا از غربت سایر ائمه (ع) مطالب زیادی شنیده و می شنویم.

مولای متقیان حضرت علی (ع) را به حق اول مظلوم عالم می دانیم.

هر ساله در ایام فاطمیه به یاد مصائب و مظلومیت حضرت زهرا(س) اشک ماتم می ریزیم و باید هم اینکونه باشیم.

به هر مناسبت و در هر مصیبتی بر مظلومیت حضرت سید الشهدا و اهل بیت مکرمش می گرییم و باید هم بگرییم.

شنیدن نام قبرستان بقیع غم و اندوه را بر دلهایمان می نشاند.

بر غربت امام موسی ابن جعفر(ع) در سیاهچالهای بغداد اشک غم از دیدگان جاری می سازیم.

با تمام وجود امام رضا(ع) را غریب الغربا می خوانیم.

امام دهم و یازدهم را عسکریین لقب داده ایم.حاکی از آن که این دو پیشوا تمام عمر خود را در پادگان خلفای عباسی محصور و تحت نظر بوده اند و مگر مظلومیتی بالاتر از این قابل تصور است.

اما به غربت امام زمان(ع) کمتر اندیشیده یا اصلا فکر نکرده ایم واین خود اولین بیت از این مثنوی"هفتاد من کاغذ" است.

نا آکاهی از غربت امام عصر(عج) یا باور نداشتن غربت آن حضرت یا غفلت از این غربت اولین درجه از غریبی امام زمان (عج)است.

[ شنبه سی ام مرداد 1389 ] [ 13:29 ] [ سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بســـــــــم الله الرحمن الرحیم
الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان ...
میخواهم در این وب از نعمت بیانی که خداوند عطافرموده استفاده ی مفید ببرم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسم سقای حرم شاید بیشتر ما را یاد آقامون ابوالفضل بیندازه و این خیلی خوبه .اما شاید سقای حرم ایهام داشته باشه و به خاطر همیته که من این اسمو انتخاب کردم.
1)منظور همان حضرت ابوالفضل باشه که خیلی بهش ارادت دارم و مایه افتخارمه که وبلاگم به نام نامی عباس مزین بشه.
2)منظور از حرم,حرم امن الهی همون دل هست که باید دلمون رو از آب معرفت و حکمت الهی سیراب کنیم و هر فردی خودش میتونه با هر شیوه ای که خواست سقای حرمش باشه و من این راهو انتخاب کردم.
امکانات وب

آمار سایت

جاوا اسكریپت

كد ماوس